بازي گجت


چند وقت پيش داشتم کارتن کارآگاه گجت رو مي ديدم. اين کارتن مدت زياديه که پخش ميشه و تو خيلي از کشور ها دوبله شده و به نمايش در اومده و حتي از روش فيلمش رو هم ساختن ولي هنوز جذابيت خودش رو از دست نداده. چه چيزي باعث موندگاري يه موضوع ميشه ؟


 در واقع هر چيزي که واقعي باشه، و به حقيقت زندگي ما نزديکتر باشه، تأثير گذاريش بيشتره.


اگه دقت کرده باشين در کل داستان هاي اين کارتن هميشه سگه و دختره بدون اونکه عمو گجت بفهمه، در پشت صحنه کار هاي اصلي و مهم رو انجام ميدن .يعني اصل کار رو اون ها انجام ميدن و درست زماني که همه چيز به خوبي و خوشي تموم ميشه، رئيس پليس پيداش ميشه و دست برقضا همه موفقيت ها به نام گجت ثبت ميشه . اين قصه تو همه قسمت هاي کارآگاه گجت تکرار ميشه. موضوع داستان عوض ميشه ولي اين صحنه ها هميشه ثابت هستند. و گجت هيچوقت نمي فهمه که کسي براش اين کار ها رو انجام داده و فکر مي کنه خودش همه اين کار ها رو کرده . هميشه يه کسي هم به نام کلاه وجود داره، که تو همه خراب کاري ها دست داره و اون يه موجودي با هويت نا معلومه که  عامل خراب کاري هاست.


تو دنياي ما هم همينجوره. هميشه يکي پشت صحنه وجود داره، که همه کار ها رو انجام ميده بعد موفقيتش رو به نام آدما مي زنند. اون  تمام اسباب و وسائل رو کنار هم قرار ميده ، وشرايط رو طوري فراهم مي کنه که ما کاري رو انجام بديم ، و بعد اون رو به اسم خودمون ثبت کنيم . از کار هاي بزرگ گرفته تا کارهاي کوچيک. از کشف يک قانون فيزيک و ساخت يک فيلم گرفته تا نوشتن کلمات تو وبلاگ شخصي. همه اين کارها به نام اشخاص ثبت ميشه، بدون آنکه بدونيم عامل اصلي کيه .در واقع خيلي وقت ها از پشت صحنه و کارگردان اصلي صحبتي نميشه.


چند بار پيش اومده که تو دلمون قند آب شده که ديديم و بلاگمون منتخب شده يا تعداد پيام هامون زياد شده و يا کاري کرديم که پيش خودمون فکر کرديم چه کار بزرگي کرديم. کي مي خواهيم اين کار ها رو به نام صاحب اصليش ثبت کنيم و بگيم


به نام خداوند بخشنده مهربان


نوشته شده در  دوشنبه 11/10/1385ساعت  8:22 صبح  توسط سر دلبران 
  نظرات ديگران()


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[16/2/1387- 8:29 ع] آتيش بازي
[23/12/1386- 8:55 ص] ما بازي را متوقف نمي کنيم
[آرشيو شده ها]