
بازي ردپا
نمي دونم تا به حال وقتي برف زيادي اومده،کوه رفتين يا نه ؟ نکته اي که در کوه پيمايي بايد رعايت بشه اينه که، چون ارتفاع برف زياده، با هر قدم ممکنه پا داخل برف فرو بره و قدم بعدي دچار مشکل بشه. اين نوع حرکت کردن بسيار سخته، بهترين روش اينه که سرپرست گروه اولين قدم رو محکم برداره و بقيه گروه، پا جاي پاي سرپرست بزارن. اينطوري هم مسير مشخص ميشه، هم حرکت آسون ميشه. در حقيقت کار مشکل و قدم هاي مشکل براي سرپرسته و بقيه گروه به راحتي با قدم هاي مطمئن جا پاي سرپرست ميزارن. اين يه قانونه، که تو کوهپيمايي بايد رعايت بشه. تو کولاک و طوفان کوه تنها گروهي به قله مي رسند، که از اين قانون پيروي کنند. يه نکته بسيار مهم در اين برنامه ها داشتن بلد راهه. کسي که چندين بار اين مسير رو رفته و تو کوه گم نميشه. ديگران به اون اعتماد مي کنند و جا پاي اون ميزارن، تا به قله برسند.چند وقت پيش چنين برنامه اي داشتيم و گروه اول که بلد راه بود، به حرکت در اومد و بعد گروه ما با کمي تاخير شروع به حرکت کرد. در ابتداي مسير همه چيز خوب بود چون ما با کمي فاصله پا جاي پاي گروه بلد ميذاشتيم، و با وجود طوفان و کولاک مشکلي نداشتيم. اما بعد از مدتي به علت هاي بسياري حرکت گروه کند شد، و از گروه پيشتاز عقب مونديم. چون کولاک بود با تاخير ما، رد پاها زير برف پنهان شد و ادامه مسير بدون رد پا، احتمال گم شدن رو تو اون سرما در پي داشت. حالا بمونه که تو اون برنامه به قله نرسيديم و از همون رد پاهاي خودمون براي برگشت استفاده کرديم. اما توي راه من همش به اين موضوع فکر مي کردم که تو مسير الهي هم هممون کوه نورديم و بلد هاي راه مسير رو دارن به آهستگي طي مي کنند. بهترين راه اينه که از ردپاي اونا استفاده کنيم تا به مقصد برسيم. ضامن رسيدن به قله حرکت در رد پاهاست.البته ميشه هر مسير ديگه اي رو انتخاب کرد. اما، يا بايد مسير رو بشناسي! يا اينقدر زمان و آذوقه داشته باشي، که هي آزمون و خطا کني. مشکل بزرگ اينه که اونا راه رو باز کردن و نشون ميدن، اما ما اگه حرکت نکنيم تو اين طوفان رد پاها شونو گم مي کنيم و تو اين راه ديگه برگشتي نداريم و موندن تو مسير مساوي مرگه!!!!! تو مسير برگشت خيلي حس بدي داشتم که نتونستم به قله برسم، اونم فقط به خاطر کمي کند عمل کردن. تو زندگي چه حسي پيدا مي کنيم اگه در بين مسير بمونيم و ندونيم که از کجا بايد بريم.
يکي از اين رد پاها عاشوراست .