قاپ کسي را دزديدن
با سلام اين دفعه مي خوام در مورد يه ضرب المثل صحبت کنم که از يک بازي گرفته شده ، اين مثل کنايه از اينه که : کسي رو چنان تحت تاثير قرار بدي که هرچي ازش بخواهي برات انجام بده .
قاپ، استخوان پاشنه يا سر زانوي گوسفند يا بزه، و در قديم جوون ها با اين استخوان بازي مي کردن.اونا چند قاپ معولي را به رديف در داخل دايره اي مي چيدن و يک شاه قاپ که بزرگتر از قاپ هاي ديگه بود، در دست مي گرفتن و با اون به قاپ هاي ديگر مي زدن تا از دايره خارج بشن.
قاپ زن، زماني برنده بود که اين قاپ ها را هرچه بيش تر، از دايره خارج کنه. اگه کسي شاه قاپ داشت ، مراقبش بود ، چون ارزش زيادي داشت. باور اين بود که اگه شاه قاپ کسي را بدزدن، او چون شخص افسون شده اي، به فرمان قاپ دزد عمل مي کنه و براي اينکه قاپش را پس بگيره، هرچي قاپ دزد مي گه انجام مي ده.
اين عبارت به مرور زمان در مورد همه مسائل مصطلح شده و امروزه مردم در مورد کسي که بي قيد و شرط گوش به فرمان کسي باشه مي گن: قاپ فلاني را دزديدن.
