
بازي انتخاب همسر
" به نام پيوند دهنده قلب ها " حتماً اين جمله را بارها و بارها روي کارت هاي عروسي خونديد، کارت هايي که شما رو براي مراسمي دعوت کرده اند.
وقتي تو اين مراسم شرکت مي کنين مي بينين چشم هاي زيادي برو بر دارن نگاتون مي کنن بعد هم يه لبخند مليحي رو لباشون نقش مي بنده و چشم هاي بعضي هاشون هم مثل شخصيت هاي کارتوني برق مي زنه . البته اين در مورد کسايي صدق مي کنه که کمي خجالتي هستن بعضي هاشون ميان جلو و ميگن چقدر خوشگل شدي مادر اگه پسر داشتم مي شدي عروس خوشگلم. اما تو ذهنشون تموم پسر هاي فاميلو رديف کردن که کدومشون مناسب تره. با اين تدبير خيلي ها وارد بازي ازدواج شدن.
اگه از قديمي ها بپرسين چطوري ازدواج کردن يا چطوري همسرشون رو انتخاب کردن ميگن مادر پدر ها انتخاب مي کردن بعد ما همديگر رو بعد از عروسي مي ديديم.
تو نسل بعدي وقتي خانواده ها براي خواستگاري قرار مي گذاشتن همون شب دختر و پسر همديگر رو مي ديدين و اگه توافق اوليه انجام مي شد ازدواج مي کردن.
اما حالا، دختر و پسر همديگر رو انتخاب مي کنن بعد از مدتي به خانواده ها اطلاع ميدن و خانواده ها هم تو عروسي با هم آشنا ميشن. مي ترسم اگه اين جوري پيش بره خانواده ها تو تولد نوه هاشون با هم آشنا بشن.
من راجع به اين که کدوم روش درسته، کدوم روش غلطه نظري نمي دم . چون کساني رو ديده ام که بعد از ازدواج همديگر رو ديدن و خوشبخت شدن و کساني بودن که بعد از اين که 7 سال با هم دوست بودن، يکسال بهد از ادواجشون از هم جدا شدن و بالعکس...
چي باعث ميشه که ما بعد از ازدواج چيز هايي رو ببينيم که اونا رو قبلاً نديده بوديم؟
به نظر شما آدم قبل از اينکه همسرشو انتخاب کنه بايد به چه سوالاتي جواب بده؟
