خطاهاي بازي


چند وقت پيش داشتم با چاقو کار مي کردم. کند شده بود. مشکل چيزي رو مي بريد. تصميم گرفتم تيزش کنم. چاقو تيز کن رو برداشتم و مشغول تيز کردن چاقو شدم. از روي بي احتياطي، شستم رو جاي قرار دادم که نبايد باشه. و چاقو به جاي اينکه با چاقو تيز کن تيز بشه، با انگشت من تيز شد. و ادامه ماجرا... يه چند روزي طول کشيد، تا جاي برش خورده تا حدودي بهبود پيدا کنه. ولي قسمت بريده بي حس شده بود.و وقتي با انگشت شستم چيزي رو لمس مي کردم، اون قسمت بريده شده حس نداشت. حتماً از اين اتفاقات براي شما هم پيش اومده. مخصوصاً براي خانوم ها.


البته ممکنه به مرور زمان بهتر بشه. ولي اين يک قانونه که اگه دستي قطع شد. ديگه دست ديگري جاش در نمياد.(البته براي اعضاي ديگه بدن اين قانون حاکم نيست )


خوب يه خطاي به ظاهر کوچيک من باعث شد. آسيب جبران ناپذيري به جايي وارد بشه.تو راه خداوند هم بايد چنين قانوني باشه. بعضي وقت ها بعضي خطاها باعث ميشه ضربه سختي به خودمون يا به راهمون بزنيم. که براي جبرانش شايد به زمان زيادي احتياج باشه،که عمر ما کفاف اون زمان رو نده .يا اصلاً جبران نشه. در مورد انگشتم که کار از کار گذشت.و افسوسش موند. اما دوست دارم بدونم چه خطاهايي هست که به اين شدت مي تونه آسيب به ادامه مسير بزنه؟ شما مي دونيد اون خطاها چيه؟


 


 


نوشته شده در  جمعه 20/7/1386ساعت  12:25 صبح  توسط سر دلبران 
  نظرات ديگران()


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[16/2/1387- 8:29 ع] آتيش بازي
[23/12/1386- 8:55 ص] ما بازي را متوقف نمي کنيم
[آرشيو شده ها]